امن بودم و خدا تنهای تنها حس کردم به من می گوید چه می خواهی ؟ زیر لب با خودم گفتم : لذت ذکر تو را می خواهم . دلم شنید که می گفت : به اندازه ی ایمان و تصدیقت به تو می دهم. باز زیر لب گفتم : می خواهم خاطرم از هرچیز ی غیر از تو دور باشد . واو گفت: به تو توفیق می دهم به بهتریم و کامل ترین اعمال متخلف شوی . و من باز گفتم : می خواهم از آلودگی ها ی این دنیای فریبنده دور باشم . و او گفت : برای این باید دوست من باشی . خواهم ,گفتم ,تنهای تنها منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

بستر اینترنت دانلود سریال ترکی شیعه بر حق است جی جی موزیک , دانلود اهنگ جدید پایگاه فرهنگی، علمی، سیاسی و اجتماعی کارخانه نخ اکریلیک